خط بیست و یکم

خرید بک لینک
آخ آخ آخ دل بیچاره م...بغض سنگین تو گلوم....اشکایی که به زور جلوشونو میگیرم...خنده های الکی که از رو لبام نمیره.وای که چقدر سخته.دارم کم میارم.بالاخره گفت...چیزی که منتظرش بودم رو گفت.ولی من...من احمق دارم اذیت میکنم.هم خودمو هم اونو...

من هنوز نمیدونم با خودم چند چندم...ولی اون عجیب دوستم داره...هر کاری میکنم فراموش بکنه نمیکنه.این روزا عجیب حس شیشمم باز داره آلارم میده که بالاخره همین فردی که انقدر الان داره اذیت میشه میشه همدمت...خدایا...من خودمم نمیدونم چی میخوام...ولی تو میدونی من چی میخوام.اگه کنارش خوشبختم خودت حلش کن...اگه قرار یکی از ما جونمون دربیاد بیخیالش...کمکمون کن فراموش کنیم...خدایا هم من هم اون داریم اذیت میشیم...باور کن من خسته شدم.ای خدا از اولشم همه چیز رو سپردم دست خودت...اگه به صلاحه کمک کن که براش تلاش کنم و بجنگم کمک کن که برای من بجنگه...مشکلاتش حل بشه...حدتقل مامانش شده یه بار زنگ بزنه عذرخواهی کنه...خدایا من یه دخترم...هیچ کاری ازم ساخته نیست...خودتت کمکم کن...خواهش میکنم

خط ثابت...

ما را در سایت خط ثابت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 4:22

صفحه بندی